البرز شرقی کجاست؟

البرز شرقی

البرز شرقی نامی است که امروز بعد از نامگذاری های نقاط فرضی و هنوز تکه و پاره نشده استان تهران از سوی مسئولان سایر شهرستان ها، حال به کرات از زبان مردم و مسئولان شمال شرق استان تهران شنیده می شود که البته چندان هم واژه بی سمایی نیست، چراکه سه شهرستان پردیس، دماوند و فیروزکوه در نگاهی جغرافیایی به نوعی قرینه استان البرز در آن سوی این رشته کوه مشهور ایرانی محسوب می شوند.

با چنین تفاسیری بد نیست تا کمی بیشتر با البرز شرقی بعنوان دارنده بزرگترین سطح جغرافیایی استان تهران آشنا شویم.

شهرستان پردیس یا همان بخش مرکزی تهران سابق، یکی از پر جمعیت ‏ترین مناطق مسکونی شمال شرق استان تهران محسوب می‏ شود.

این شهرستان تازه‏ تأسیس با مساحت یک هزار و ۳۷۸ کیلومتر مربع از ۵۵ آبادی، روستا، نواحی کارگاهی، مناطق زراعی، دو شهر پردیس و بومهن و دو بخش جاجرود و بومهن تشکیل شده است.

محدوده جغرافیایی شهرستان پردیس از روستای “تلو” در “سرخه‏ حصار” آغاز شده و تا انتهای بخش بومهن ادامه دارد؛ شهرستان ۲۰۰ هزار نفری پردیس با شهرستانهای دماوند، شمیرانات و پاکدشت دارای مرز مشترک است.

این نام گره خورده با پروژه ملی و پر سر و صدای مسکن مهر به اذعان بسیاری از مسئولان امر در آینده ای نه چندان دور جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر را در خود پذیراست، به همین دلیل رشد و توسعه مرکز این شهرستان یعنی شهر جدید پردیس نیز امری کاملاً مشهود است و واحدهای مسکونی آماده تحویل روزانه جمعیت قابل توجهی را به این شهر گسیل می سازد.

دماوند، دیگر شهرستان شمال شرق استان تهران با قدمتی ۱۸ هزار ساله در دامنه های مهربان و پر برکت سلسله جبال البرز و در جوار نماد استواری ایرانیان یعنی قله رفیع دماوند قرار دارد.

شهرستان دماوند با مساحتی حدود ۱۸۸ هزار هکتار در محدوده شهرستان‏های فیروزکوه، آمل، ورامین، گرمسار و تهران قرار دارد که متوسط ارتفاع آن از سطح دریا حدود دو هزار متر است، طبق آخرین سرشماری های بعمل آمده امروز جمعیتی بالغ بر ۱۲۰ هزار نفر در این شهرستان ساکن هستند که این آمار جمعیتی با اتمام و تحویل واحدهای مسکونی بی شمار مسکن مهر بزودی با افزایشی چشم گیر مواجه خواهد بود.

و در نهایت فیروزکوه به عنوان وسیع ترین شهرستان استان تهران که در منتهی الیه شمالشرق استان تهران قرار دارد؛ این شهرستان از شمال و شرق به استان مازندران، از جنوب و جنوب شرقی به استان سمنان و از غرب به شهرستان دماوند محدود می گردد و بر اساس اطلاعات سرشماری سال ۸۵ جمعیتی بالغ بر ۴۰ هزار نفر در این شهرستان مشتمل بر دو بخش مرکزی و ارجمند و دو شهر ارجمند و فیروزکوه زندگی می کنند.
مصائب پیوند ناهمگون شمالشرق و جنوب شرق استان

حال با چنین وسعت و جمعیتی و داشته هایی آیا مطالبه مردمی ماندن با تهران و یا تشکیل استانی مستقل با نام البرز شرقی یا هر نام دیگری، درخواست گزافی است؟ کدام شاخص مورد نظر در ارتقای سه شهرستان پردیس، دماوند و فیروزکوه به استانی مستقل مغفول مانده که برخی آقایان اصرار بر ضمیمه شدن آنها به استان مدنظر در حوزه انتخابیه شان بعنوان پیوندی ناهمگون دارند.

اگر وسعت جغرافیایی ملاک عمل است که این سه شهرستان بیشترین نواحی استان تهران را به خود اختصاص داده اند؛ در مورد جمعیت نیز تنها باید کمی حوزه دید را گسترش داد، اگر قرار است صرفاً تا نوک بینی خود ببینیم و آینده نگری را از امور اجرایی حذف کنیم، بله به طور قطع جمعیت کنونی شمال شرق استان تهران ظرفیتی برای استقلال استانی نیست، اما هرگز و هرگز نباید فراموش کرد که در سه شهرستان یاد شده نزدیک به هشت سایت انبوه سازی مسکن “کوزوپارس”، “دره بهشت”، “دره آرا”، فاز سه پردیس، “مهرآباد”، آبعلی، “محک” و فیروزکوه واحدهای خود را تحویل داده و یا امور پایانی پروژه را سپری می کنند که با تحویل همه آنها به متقاضیان جمعیتی بیش از یک میلیون نفر راهی نواحی مستقر در البرز شرقی می شوند، حال باز هم جمعیت کم است؟

شمال و شمال شرق استان تهران برغم بسیاری از نقاط این استان که اغلب دشتی کویری و هموار هستند، منطقه ای کوهستانی با ارتفاعات کوچک و بزرگ متعدد و بسیار ناهموار شمرده می شود، از این رو، شاید در سامانه های فضای مجازی نظیر گوگل ارت و همچنین نقشه های جغرافیایی کاغذی نواحی مذکور هم جوار و موزاییکی دیده شود اما در حقیقت دسترسی آنها به یکدیگر کار دشواری است.

به عنوان مثال عزیمت از شهرهایی مانند پردیس، دماوند و یا حتی فیروزکوه به پایتخت برای پیگیری امور کاری به مراتب ساده تر از رفتن به ورامین است چراکه مسیرهای دسترسی مناسب و امنی تا آن شهر و شهرستان وجود ندارد، چنین شرایطی در خصوص دو شهرستان پردیس و شمیرانات با وجود همجواری نیز حاکم است؛ در بیانی ساده یک شهروند ساکن در شمال شرق استان تهران برای دسترسی به شهرستان های به ظاهر همجوار شرقی و غربی نمی تواند از مسیری مستقیم استفاده کند، زیرا نه راه مناسبی وجود دارد و نه ناوگان حمل و نقل همگانی چنین مسیرهایی را می شناسد بلکه او باید به تهران رفته، رنج سفری طولانی، طاغت فرسا و پر ترافیک پایتخت را به جان بخرد تا در نهایت به مقصد مورد نظر برسد، حال خود تصور کنید مصائب تبدیل شمال شرق و جنوب شرق به استانی مشترک را…

انتهای پیام/

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.